تجربیات کار به صورت ریموت

همه چی از ماه جولای 2015 شروع شد. چند ماهی بود که از کار قبلیم استعفا داده بودم. کار قبلیم شرایط خیلی خوبی داشت. ساعات کاریم تقریبا نصف هم کارهام بود و حقوقم 2 برابر اونها بود! دوستام و اطرافیانم بهم میگفتن که نباید این کار رو ول کنم، اما من استعفا دادم.
چند ماه دنبال کار نگشتم و سعی کردم یه مقدار دانشم رو آپدیت کنم. بعد از چند ماه، در جولای 2015 شروع کردم به جستجوی کار تو سایتهای خارجی مثل Angel.co و Stack Overflow Jobs (فکر کنم اون موقع اسمش Careers بود). بعد از چند تا درخواست و مصاحبه مختلف، تو سایت Angel یه شرکت رو پیدا کردم که برنامه‌نویس Ruby on Rails میخواستن. رزومه‌ام رو براشون ایمیل کردم و اونها بهم پیشنهاد دادن که یه پروژه کوچک آزمایشی براشون انجام بدم. منم قبول کردم و بعد از اینکه پروژه رو دیدن و قبول کردن، یه مصاحبه تصویری تو اسکایپ برگزار کردیم و استخدام شدم!

ادامه مطلب‌

تجربیات دنیای اوپن سورس

جند سال پیش برای اولین بار با دنیای Open Source آشنا شدم. اون زمان من برنامه‌نویس #C بودم و توی شرکتی که کار میکردم همه طرفدار Closed Source بودن و فقط من طرفدار Open Source بودم. یادمه یکی از همکارهام بهم میگفت “شما طرفدارای Open Source در آینده پول خرید ماوس و کی‌بورد‌تون رو نخواهید داشت!” (غافل از اینکه Open Source همیشه به معنای رایگان بودن نیست).

ادامه مطلب‌

من میخوام برنامه‌نویسی یاد بگیرم، باید از کجا شروع کنم؟

من میخوام برنامه‌نویسی یاد بگیرم، باید از کجا شروع کنم؟ این سوالیه که برای خیلی از افرادی که علاقمند هستن برنامه‌نویسی رو یاد بگیرن پیش میاد. تو این پست سعی میکنم جواب این سوال رو با توجه به تجربیاتی که در دنیای برنامه‌نویسی داشتم جواب بدم.

ادامه مطلب‌

انتخاب بین سرعت اجرا یا سرعت توسعه

امروز تو یکی از گروه‌های تلگرام دو نفر از دوستان سر کارایی برنامه (از نظر زمان اجرا) و زمان توسعه اون با استفاده از کتابخونه Entity Framework در مقابل ADO.NET با هم بحث میکردن. تو دنیای برنامه‌نویسی از این بحث‌ها زیاد اتفاق میافته.

ادامه مطلب‌